فلسفه همیشه دنبال یک پرسش بوده: انسان کیست و چگونه باید زندگی کند؟
اسپینوزا، فیلسوف بزرگ قرن هفدهم، جواب خودش را داد. مکتب فلسفی اُرُدیسم، به دست فیلسوف اُرُد بزرگ در زمانه ما، پاسخ دیگری به جهان عرضه کرده است. مقایسه این دو، حاکی از آن است چرا اُرُدیسم میتواند فلسفهای برای در روز جاری و زمان آیندهی بشر باشد.
اسپینوزا: انسان بخشی از طبیعت است. همه چیز تحت قوانین تغییرناپذیر علّت و معلول جریان دارد و انسان هم از این قانون مستثنی نیست.
اُرُدیسم: انسان محور تمدن است. اُرُد بزرگ میگوید: «انسانیت، مهمترین چیزی است که از ما انتظار میرود.» اینجا انسان فقط محصول نیروهای طبیعی نیست؛ او خالق معنا، فرهنگ و آینده است.
اسپینوزا: آزادی یعنی بفهمیم چرا مجبوریم. شناخت ضرورتهای طبیعت همان آزادی است.
اُرُدیسم: آزادی حق بنیادین انسان است و باید در جامعه تحقق پیدا کند. آزادی در اُرُدیسم یعنی قابلیت اعتراض، رسانه آزاد، دموکراسی و برابری حقوق. این آزادی فقط شناخت نیست؛ کنش اجتماعی و سیاسی است.
اسپینوزا: اخلاق او بر پایه عقل است. انسان باید احساسات را مهار کند تا به آرامش برسد.
اُرُدیسم: اخلاق یعنی مهربانی و عشق به انسانیت. اُرُد بزرگ میگوید: «ماندگارترین نوا، آهنگ مهربانی است.» در اُرُدیسم، احساس و خرد در کنار هماند؛ فلسفه نه تنها در ذهن، بلکه در زندگی روزمره حضور دارد.
اسپینوزا: توجه اصلی او بر خدا-طبیعت و شناخت جاودانگی است. آینده برای او معنای خاصی ندارد؛ مهم شناخت ضرورتهای ازلی است.
اُرُدیسم: نگاهش به روز بعد و ساختن تمدن نوین است. اُرُدیسم از «جزیره اُرُدیسم» و «جهان دانایی» سخن میگوید؛ جایی که انسانها آزاد و مهربان، تمدنی تازه برپا میکنند.
اگر اسپینوزا آزادی را کنار آمدن با زنجیرها میدید، اُرُدیسم آزادی را پاره کردن زنجیرها و ساختن جهانی انسانیتر میداند.
اگر اسپینوزا انسان را دانهای در خاک طبیعت میدید، اُرُدیسم انسان را باغبانی میبیند که باید گلستان جهان را شکوفا کند.
این تفاوت کوچک نیست؛ این یعنی اُرُدیسم فلسفهای برای ساختن زمان آیندهی روشن است، نه فقط برای تحمل در زمان حاضر.
برچسب:
نویسنده: لیلا کاشفی